السيد الطباطبائي

199

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

فرمود : پس اين دليل است كه عالَم حادث است . ابوشاكر گفت : با كلامى كوتاه حقيقت را بيان كردى ، زيبا هم گفتى . و من فهميدم كه ما نمى پذيريم مگر آن چه را كه با چشمان مان مشاهده كنيم ، يا با گوش هاى مان بشنويم ، يا با دستمان لمس كنيم ، يا با بينى مان ببوئيم ، يا با ذائق مان بچشيم ، يا به طور روشن در قلب ها تصوّر شود و گفتارها آن را استنباط كند ( در ميان اهل نظر مورد استنباط قرار گيرد و به همديگر منتقل شود ) . امام فرمود : حواس پنجگانه را شمردى ( حواس پنجگانه را پايه قرار دادى و استنباط را به محسوسات محدود كردى ) ، و حواس بدون دليل ، هيچ فايده اى نمى دهد . همانطور كه تاريكى بدون چراغ شكافته نمى شود . توضيح : چون امام ( ع ) بحث را از تخم مرغ محسوس ، شروع كرد ، ابوشاكر با زيركى مى خواهد از بيان خود امام بر انكار خداوند كه غير محسوس است ، انكار خدا را نتيجه بگيرد . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : سخن امام ( ع ) « حواس پنجگانه بدون دليل فايده اى نمى دهد » ، يعنى : حواس عاجز است و ادراك شان به شرط هائى وابسته است ، پس چگونه مى توانى آن چه را كه حس نمى كنى انكار كنى ؟ همانطور كه حس بينائى نمى تواند بدون چراغ ببيند . و احتمال دارد كه مراد از « دليل » عقل باشد . يعنى حواس پنجگانه بدون دلالت عقل فايده اى نمى دهد ، پس عقل مانند چراغ است براى كار حسّى حواسّ ، و تو ( ابوشاكر ) عقل و حكم عقل را معزول كردى و به حواسّ اكتفا كردى . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : بل مراد اين است كه حواس درك نمى كند مگر « ادراك تصورى » را . اما « تصديق » و « حكم » ، كار عقل است .